گذار

گذاری از افسرده‌حالی به یافتن معنایی برای زندگی

گذار

گذاری از افسرده‌حالی به یافتن معنایی برای زندگی

    بعد مدت‌ها ماجرا و بالا و پایین و سوختن مادربورد و کیبورد و تاچ پد لپتاپ در یک حادثه آب نارنجی، بالاخره لپتاپ خریدم و دارم آروم آروم یک روتین مناسب زندگیم می‌سازم. کم کم بعد سه سال و نیم تجربه زندگی متاهلی و دانشجویی و افسردگی، داره دستم میاد که چطور مدیریت کنم که نه از کارهای خونه بمونم و نه از کارهای شخصی خودم. یک برنامه نسبتا سخت‌گیرانه تا آخر سال چیدم و فعلا که دارم هرروز میام کتابخونه. امروز هم بالاخره یک کمد اجاره کردم تا بتونم کتاب و دفترهامو بذارم توی کمد و فقط لپتاپم رو ببرم و بیارم. کوله‌ام که سبک بشه می‌تونم مسیر نیم ساعته خونه تا کتابخونه رو پیاده بیام و یه کم از این لختی و کسلی خارج بشم. یک باشگاه خوب نزدیک کتابخونه هست که ویژه بانوانه و ساعت کاری خوبی داره. تو فکر اینم که اگه بتونم بودجه‌ام رو مدیریت کنم، برم ثبت نام کنم ولی هم به بحث هزینه‌اش فکر می‌کنم هم اینکه ماه رمضون نزدیکه و آیا می‌تونم همزمان با روزه، ورزش هم بکنم و اینکه می‌ترسم یهو برنامه‌ام سنگین بشه و ببرم و شاید بهتر باشه آروم آروم جلو برم. 

    الان که دارم اینا رو تایپ می‌کنم تو سالن مطالعه کتابخونه نشستم و تو فکر اینم که نکنه صدای کیبورد مزاحم بغلی‌ها باشه اما خب نهایتا هم کار خاصی ازم برنمیاد و قراره تایپ کنم به‌ هر حال. فعلا همین. تا چه پیش آید زین پس

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">