گذار

گذاری از افسرده‌حالی به یافتن معنایی برای زندگی

گذار

گذاری از افسرده‌حالی به یافتن معنایی برای زندگی

    از اسفندماه سال پیش که این وبلاگ رو افتتاح کردم، خیلی چیزها عوض شده. اینجا قرار بود جایی باشه که زیاد و بدون تکلف و سانسور بنویسم، اما نشد. یعنی اکثرا به یادش بودم اما چون فاصله افتاده بود، نمی‌دونستم از کجا شروع کنم و چی بگم. آنچه گذشت بگم یا آنچه می‌گذرد... امروز دیدم خیلی دلم میخواد دوباره به روزانه‌نویسی برگردم. خواستم یه وبلاگ جدید بسازم اما صدای استاد نستعلیقم توی سرم پیچید. وقتی شروع کلمه رو خوب نمی‌نویسم، رها می‌کنم و با چند سانت فاصله دوباره می‌نویسم اما استادم هربار بهم میگه وایسا همینو درستش کن. تاکید داره که شاید شروعم خوب نباشه اما ممکنه آخر کلمه رو بتونم خوب بنویسم و توی نستعلیق زیاد و زیاد و زیاد نوشتنه که اهمیت داره و هم اینکه تا وقتی مرکب روی کاغذ خشک نشده، میشه اصلاحش کرد پس وایسا و همینو درستش کن! این جمله جدیدا شده اسم رمزی برای هر وقت که کمال‌گراییم میخواد گولم بزنه که امروزو ولش کن فردا بهتره و هزارتا مثال و مصداق دیگه، که لحظه رو رها می‌کنم چون شروع خوبی نداشته به امید اینکه شاید بعدا بهتر شروع کنم. حالا هم، همینجا می‌مونم و می‌نویسم به امید حق.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">